پنج شنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ | ۲۰:۵۴

   » پرسش و پاسخ » پرسش و پاسخ با دکتر پژویان
 پرسش و پاسخ با دکتر پژویان (1387) 
 
 
اگر قیمت های نسبی افزایش یابد
به این معنا نیست که تورم ایجاد شود
 
پاسخ دکتر پژویان عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در مصاحبه اختصاصی با نشریه اخبار اقتصاد و دارایی در خصوص طرح تحول اقتصادی
برنامه‌های زیادی تاکنون درباره اقتصاد ایران ارایه شده است. در یک نگاه کلی جایگاه طرح تحول اقتصادی را نسبت به سایر برنامه‌ها در چه وضعیتی می‌بینید و نظرتان درباره این طرح چیست؟
در ارتباط با طرح‌های قبلی که اتفاقاً طرح‌های خوبی هم بودند، هر یک از آن‌ها برخی از مسایل و تنگناهای اقتصادی ایران را مورد توجه قرار دادند. اشکال این طرح‌ها در گذشته، ندیدن یک بسته کامل و مجموعه‌ای از مسایل و مشکلات اقتصادی ایران بوده است. در برخی موارد هم تضادهایی در آن برنامه‌ها موجود بود به طوری که مثلاً در طرح ساماندهی اقتصادی ضمن اینکه رویکرد آن آزادسازی اقتصادی بود، در کنار آن برخی تثبیت‌ها، حضور و کنترل دولت نیز دیده می‌شد یا در طرح تعدیل اقتصادی، رویکرد اصلی به جای آنکه توجه به مشکلات ساختارهای خرد اقتصاد و کارآیی اقتصادی باشد، بیشتر از دید جنبه کلان و مسأله ارز دیده می‌شد. این عوامل باعث شده است که این طرح‌ها در عمل موفقیت چندانی نداشته باشند.
طرح تحول به شکلی که قرار است به عنوان لایحه‌ای به مجلس ارایه شود با توجه به اطلاعاتی که از این طرح دارم و آنچه من دیده‌ام، به دلیل اینکه به صورت یک بسته تقریباً کامل، مسایل و مشکلات ساختاری و کارآیی در اقتصاد ایران را مورد توجه قرار داده است. امیدوارم بتواند، موفقیت لازم را به دست بیاورد تصور من این است که با استفاده از تجربیات طرح‌های گذشته و با دقت‌هایی که در این طرح صورت گرفته، طرح تحول اقتصادی می‌تواند مجموعه وسیع‌تری از مشکلات را برای دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز برطرف و ما را به این اهداف نزدیک می‌کند.
یکی از مباحث مهم در این طرح هدفمندکردن یارانه‌هاست. دیدگاه شما در این باره چیست؟
از نظر من محور اصلی‌ای که طرح تحول اقتصادی مورد هدف قرار داده، اصلاح قیمت‌های نسبی است. امروزه نظریه‌های اقتصاد بخش عمومی در دنیا که مورد قبول و متداول است به دولت می‌گوید چگونه باید کالاها و خدماتی که ارایه می‌کند و به عنوان عرضه‌کننده انحصاری عمل می‌کند قیمت‌گذاری کند، تا به نفع مجموعه جامعه باشد، اینها مدل‌هایی است که در عرضه هر کالا و خدماتی به عنوان مثال تعیین قیمت انواع حامل‌های انرژی به کار گرفته می‌شود.
 این مدل‌ها به ما می‌گوید، به عنوان مثال چگونه برق، آب، بنزین و مجموعاً انرژی قیمت‌گذاری شود، تا در جهت افزایش رفاه کل جامعه، نه افزایش رفاه دولت یا سود دولت باشد. وقتی رفاه کل جامعه موردنظر باشد به این معناست که این سیاستگذاری و قیمت‌گذاری باید به ایجاد رشد اقتصادی منتهی شود، به عبارتی، اندازه قرص نان بزرگ‌ترین شود تا بهره‌مندی همه از آن افزایش یابد.
علاوه بر این نظام مالیاتی و یارانه‌ای نیز باید اصلاح شود. البته نظام مالیاتی شامل مالیات و یارانه‌ها است، زیرا ما در نظریات اقتصادی به یارانه‌ها، مالیات‌های منفی می‌گوییم. به عبارتی این مجموعه یک مجموعه روش‌های قیمت‌گذاری کالاها توسط دولت در جهت منافع عموم است، استفاده از مالیات‌ها، گمرک و یارانه‌ها که همه در چارچوب نظریه‌های مالیاتی قرار می‌گیرد، در جهت اصلاح قیمت‌هاست به طریقی که این اصلاح قیمت‌ها بتواند علامتی بدهد هم به مصرف‌کننده که به شکل بهینه مصرف کند و هم به تولیدکننده که از فناوری بهینه و تولید بهینه برخوردار شود. این اصلاح قیمت‌های نسبی، خودش در بخش انرژی، اصلاح یارانه‌ها هم خواهد بود، حتی قبل از آنکه یارانه‌ای بخواهد توزیع شود.
در حال حاضر، قیمت‌گذاری حامل‌های انرژی به صورتی است که فقیرترین گروه‌های جامعه به ثروتمندترین گروه‌ها یارانه می‌دهند، یعنی درآمدی که دولت از طریق درآمد نفت باید در جامعه توزیع کند به شکلی توزیع می‌شود که فقیرترین گروه‌ها از جیبشان به ثروتمندترین‌ها می‌بخشند. تنها اگر این مقوله اصلاح شود، در قدم اول رفع یک تبعیض است. اصلاح نظام یارانه‌‌ای یعنی برداشتن یارانه از روی این قیمت‌ها که هم در کارآیی اقتصادی اختلال ایجاد می‌کند و هم بی‌عدالتی است و حذف آن یک گام مثبت است. حالا اگر درآمد حاصل از این اقدام در جایی نگهداری شود و به حساب گروه‌های فقیر و کم‌درآمد منتقل شود، بدیهی است که گام دوم و مثبت‌تری در جهت تحقق عدالت اقتصادی برداشته شده است.
گام اول کارآیی اقتصادی را ایجاد می‌کند و گام دوم عدالت بیشتر را تحقق خواهد ساخت. البته چون ما امکان اینکه بتوانیم دقیقاً گروه‌‌های فقیر را بشناسیم و یارانه به آنها بپردازیم، نداریم، تا این اندازه که دولت، این یارانه نقدی را به طور یکسان و برابر بین همه توزیع کند و در مسیر اجرا ثروتمندان جامعه را تشویق کند که آنان داوطلبانه از دریافت این یارانه‌ها چشم‌پوشی کنند، این گامی در جهت عدالت اقتصادی و بهتر شدن توزیع یارانه‌هاست. البته آنچه به عنوان یک چتر حمایت دائمی در هر جامعه‌ای طراحی می‌شود، از طریق این نوع یارانه‌ها نیست بلکه این اقدام از طریق اصلاح سه نظام پرداخت‌ها، مالیاتی و تأمین اجتماعی صورت پذیرد. این سه نظام اگر اصلاح شود، مانند آنچه در کشورهای توسعه‌یافته دنیا دیده می‌شود بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
 به طوری که در آن کشورها چیزی به عنوان یارانه‌های نقدی، غیرنقدی و قیمتی وجود ندارد و در عین حال فقیر هم ندارند، دلیل آن نیز این است که این سه نظام یادشده کار خود را به صورت کارآمد انجام می‌دهند اما تا زمانی که این نظام‌ها بتوانند پا بگیرند که ممکن است یک دهه به طول بینجامد، اصلاحات گفته شده، بهترین اقدامی است که می‌تواند صورت بگیرد.
- مدافعان طرح تحول اقتصادی معتقدند این طرح تورم‌زداست و مخالفان، آن را تورم‌زا می‌دانند، نظر شما در این مورد چیست؟
در مقابل آنهایی که اظهارنظر می‌کردند که این طرح تورم بسیار بالایی را در پی خواهد داشت، من همواره اظهار داشته‌ایم که این چنین نیست، زیرا ما در اقتصاد یک سری نظریه‌هایی داریم که این نظریات صحت و درستی خود را نشان داده‌اند، تورمی را که ریشه در افزایش پولی و نقدینگی دارد می‌توان با کنترل نقدینگی کنترل کرد، از دهه هشتاد میلادی به بعد که تا قبل از آن میانگین تورم جهانی دو رقمی و در برخی کشورها سه رقمی و بیشتر بوده است، یک رقمی شده است. این موضوع چه در کشورهای توسعه یافته و چه در کشورهای در حال توسعه، حتی در شرایط سخت و دشوار پاسخ داده شده و تورم کنترل شده است. عامل اصلی تورم در ایران، از ابتدا تا به حال، دولت و کسر بودجه دولت بوده است که منتهی به افزایش نقدینگی شده است. پس اگر ما افزایش نقدینگی را کنترل کنیم. نباید انتظار تورم و افزایش قیمت‌ها را داشته باشیم. اما درباره آثار طرح تحول از لحاظ قیمتی باید گفت: قطعاً اجرای طرح تحول برخی قیمت‌ها را تغییر می‌دهد و اتفاقاً نظر این طرح هم همین است که قیمت‌های نسبی را تغییر دهد. محور اصلی طرح تحول اصلاح قیمت‌های نسبی است.
هدف طرح این است که بتوان مصرف را بهینه کرد و این هدف جز با اصلاح قیمت میسر نخواهد بود. تا زمانی که مصرف انرژی برای ما کمترین هزینه را در پی دارد، بیش از اندازه مصرف می‌کنیم. در کشور ما مصرف بنزین به شکلی است که افراد یک خانوار گاهی یک مسیر و جهت را با چند اتومبیل می‌روند یا برای خرید در هیچ کجای دنیا این حجم از تردد را که ما در خانوارهای ایرانی داریم، شاهد نیستیم و این ترددها در اغلب موارد هم با وسیله شخصی صورت می‌گیرد به عبارتی، هنوز عادت نکرده‌ایم، یک فهرست هفتگی برای خرید خود فراهم آوریم و این است که مراکز فروش ما همواره با ازدحام و شلوغی مواجه است. گاهی طی یک روز برای خرید چندین بار با استفاده از اتومبیل اقدام می‌کنیم و دلیل آن این است که توجه نمی‌کنیم که بنزین قیمتی دارد که باید در این سفرها محاسبه شود. به این ترتیب اصلاح مصرف انرژی به اصلاح قیمت آن بازمی‌گردد.
بنگاه اقتصادی تولیدکننده در کشور ما، فناوری و ماشین‌آلاتی را داراست که تکنولوژی آن متعلق به 30 سال پیش است. به صورت طبیعی این فناوری بسیار انرژی براست و صاحب آن مرتب آن را تعمیر می‌کند و به واقع از این دستگاه که فناوری آن متعلق به 30 سال پیش بوده و در آن دوره شاید کارآمدتر از حال بود‌، بهره‌برداری می‌کند. بی‌شک کارآیی آن دستگاه طی این سال‌ها، مرتب پایین و پایین‌تر آمده است، همچنان در این واحد تولیدی از آن بهره‌برداری می‌شود. چرا به این دلیل که صاحب کارگاه انگیزه‌ای برای تغییر آن و جایگزین کردن فناوری که مصرف انرژی آن پایین‌تر است و موجب صرفه‌جویی در مصرف انرژی می‌شود، همچنین کارآیی بیشتری را داراست، ندارد.

حال آنکه وقتی قیمت انرژی افزایش یابد و مشوق‌هایی برای وی در این ارتباط در نظر گرفته شود، مانند مشوق‌های مالیاتی تشویق می‌شود که فناوری جدید را که بی‌شک مصرف انرژی پایین‌تری دارد، وارد کند و ضمن کاهش در مقدار مصرف انرژی، امکان صادرات بیشتر مشتقات نفتی فراهم می‌آید و کارآیی در تولید نیز افزایش می‌یابد چه بسا امکان رقابتی کردن تولید و ورود به بازارهای جهانی نیز فراهم می‌شود. همه اینها تنها در صورت اصلاح قیمت‌های نسبی روی می‌دهد و اگر قیمت‌های نسبی افزایش یابد به این معنا نیست که تورم ایجاد می‌شود زیرا هرگاه هزینه مصرفی افزایش یابد به طور طبیعی، مقدار مصرف کاهش می‌یابد.
حتی در صورت کاهش مصرف اگر هزینه‌ها کاهش نیابد در صورتی که پول اضافه در جیب خانوار ریخته نشود، مصرف یکی دیگر از کالاهای خدماتی کاهش می‌یابد، این کاهش مصرف خود به خود موجب کاهش قیمت در برخی کالاها و خدمات خواهد شد. در این چرخه ملاحظه می‌شود که یک دسته از قیمت‌ها بالا رفته و یک دسته از قیمت‌ها کاهش یافته است که این به معنای تورم نیست (تا زمانی که پول بیشتری در جامعه ریخته شود و تقاضای جامعه افزایش نیابد.)
با این وصف تکلیف تورم انتظاری چه می‌‌شود؟ زیرا تجربه نشان داده است که بخشی از تورم در کشور ناشی از این موضوع است، با آن چه باید کرد؟
برخی واژگان را از قدیم به اشتباه برای خود نگاه داشته‌ایم. در گوشه‌ای از اقتصاد به اشتباه حرف‌هایی زده شده است نه اینکه ریشه غلطی داشته باشد اما توجیه علمی دقیقی نداشته است. بعدها اقتصاددانان آن را توجیه علمی کرده‌اند. مانند این بحث اثر روانی که به آن انتظارات می‌گوییم. ما به این انتظارات عقلایی و تطبیقی می‌گوییم، نه انتظارات روانی، ما انتظارات روانی در اقتصاد نداریم. به عنوان مثال هرگاه تنها به صرف اینکه گمان می‌کنم قیمت چای افزایش می‌یابد این کالا را خریداری کنیم و با افزایش تقاضا قیمت آن را بالا ببریم پس از مدتی در صورتی که این گمان صحیح نباشد دوباره قیمت به حالت اولیه برمی‌گردد. اما گاهی انتظارات باعث می‌شود که پیش از افزایش قیمت بر اثر ساز و کار بازار، قیمت افزایش یابد اما نه بیشتر و نه فقط براساس انتظارات. اما اگر ما تشخیص می‌دهیم که به طور مثال بر اثر سرما میزان تولید مرکبات کاهش می‌یابد انتظار داریم قیمت آن در بازار افزایش یابد، به صورت طبیعی این اتفاق روی خواهد داد و به نحوی که در صورت کاهش عرضه آن، در بازار، خود به خود شاهد افزایش قیمت آن در بازار نیز خواهیم بود. این بحث منطقی است.
به نظر من با اجرای این طرح ساز و کار بازار به نحوی منطقی عمل خواهد کرد و تورم روانی حاصل از آن دوام نخواهد یافت. 

 

EN FA
 ابزار
نسخه چاپی نسخه چاپی
ارسال به دوستان ارسال به دوستان
انتقادات و پیشنهادات انتقادات و پیشنهادات
افزودن به آدرسهای برگزیده افزودن به آدرسهای برگزیده

طراحی سایت و پورتال، هاست و سرور اختصاصی - رادکام